يك جوابِ ساده تر از آري

خط مي زنند صورتم را زمين و زمان.
من امٌا مسئله اي نبوده ام هيچگاه،
سوال نيستم هرگز براي هيچكس.
پاسخي كوتاه و مثبتم به جهان،
يك جوابِ ساده تر از آري؛
پلك بر هم نهادني سرخوش و مطمئن؛
تاييد اعتراف به مرگ : آفرينش !
من هر ثانيه پشتِ پلكهايي به دنيا ميآيم
پشتِ پلكهايي ميميرم
زير تيغِ زمين و زمان بر چهره ام، گندم ميكارم
بر داغهاي سينه ام، نان ميپزم
در دهانهاي گرسنه، نان ميشوم
امٌا آه حتٌي به ياد نمي آورم كشيده باشم هرگز؛
نه به وقت ميلادم
نه به وقت زيستنم
نه به وقت پختنم
نه به وقت جويده شدنم
نه به وقت مرگم.

زيستن را با الفبايي ديگرگونه مينويسم امٌا
خط ميخورم.

بگو !

بگو چه ميخواني از اين خطوط كه هر روز، پُر رنگ تر ميشوند بر چهره ام؟!

/ 8 نظر / 4 بازدید
سوسن

هروقت اسمان شب صورتی داشت نه اينکه من زنده ام جای مرا نقش ديگری گرفته است رازبقای عشق دراين است

از زندگی

سلام آقای صالحی عزيز از اين شعر زيباتون لذت بردم. خيلی به دلم نشست. ما هم از این خط ها بر چهره داریم. خوشحالم که مرا در زمره دوستان خودتون قرار داديد. متشکرم و مشتاق خواندن شعرهای ديگرتون هستم.

سارا

زیباست ! شروع دل نشین و زیبایی دارد. سپاس گزارم

مينا

چه خوب کردی که به طبيعت پاسخ مثبت دادی چه خوب کردی که هستی چه خوب کردی که نوشتی بی شک بی تو دنيا چيزی کم داشت ...

سحر

سلام دوست عزیز، اگه میخوای چیزی شبیه تبلیغات Google اما به فارسی توی وبلاگت بگذاری و از این راه هم درآمد داشته باشی و هم سایتت یا هر چیز دیگه ای را در بقیه سایتها معرفی کنی تا بازدیدکننده هات زیاد بشن، یه سری به سایت ads.blogabzar.com بزن. کافیه وبلاگت در روز بیشتر از 10 بازذدیدکننده داشته باشه. فقط لطفا موقع ثبت نام، در قسمت نام معرف بنویس: sahar1986 یه سری بشون بزن و امکاناتشون را ببین. ضرر نداره :) قربانت سحر

شیما

zire tighe zamin o zaman bar chehream gandom mikaram....