اجاق های سرد

غروب های زمستانی

چه دلتنگ اند

اجاق های خاموش

آتش را تشنه اند

هيمه های خيس

هيمه های خيس گريه

هيمه های خيس گريه های پرستويی كه كوچ نكرد از ديار ما.

/ 5 نظر / 3 بازدید
ماندانا

سلام .... برای بار اول بهتر است نظر شعری ندم .... هرچند که قشنگ بود.... موفق باشین .

الناز سرخانلو

دوست عزيز با تشکر از لطفی که دازيد و با اجازه لينک شما را اضافه می کنم. برقرار باشيد.

علی صالحی

سلام دوست عزیز محبت کردید . از خواندن نظراتتان خوشحال خواهم شد. و البته شعرهای شما را با جان و دل میخوانم . با سپاس

ُ.زارع

سلام شاعر از صبح كه حرفهاتان را در وبلاگ خواندم دردي خاكستري مرا رها نمي كند كاش دستانم ميتوانست گره گشا باشد حال كه از پس زمانه بر نمي آيم برايتان دعا مي كنم هكين كمترين را از من پذيرا باشيد كه بيشترين ها همين است... غم نان نيست اينكه در شما راه مي رود غم با هم بودن است غم زندگيست و غم شعر است....... آلونك عشقتان پا بر جا باشد براي فرشته ي كوچولوتان سقفي از شادي اميدواري و آرامشيآرزو مي كنم........

علی صالحی

سلام هميشه خواندن شعرهايی که عين زندگی اند برايم مانند خنکای چشمه ای زلال بوده است که بتوانم دمی پای بگذارم در آن و جان تازه بگيرم و برای فرداها مهيای زخمهای دوباره باشم و نهايت تلاشم اين است که هميشه شعر باشم نه شاعر کم پيدا ميکنم شعرهايی را که با آدم يکرو باشند و صادق و صميمی و وقتی بندرت می يابمشان مثل چای عصرانه می نوشمشان کاش زود به زود می سرودی ممنون که شاعری علی صالحی