گمشده

هر چه داشتم 

در کيف کوچک چرمی کهنه جيب پشت شلوارم،

دور ريختم؛

کارت شناسايي،

کارت تردد،

کارت ساعت،

گواهينامه رانندگی ،

کارت های اعتباری و خريد،

دفتر تلفن،

عکس های سه در چهار يادگاری دوستانم.

تنها عکس کودکی ام ...

..... عکس کودکی ام ...

.............. کودکی ام ...

آقا ، خانم ، ببخشيد ؛

اين چشمها را در اين حوالی نديده ايد؟

آشنا نيست؟

نشانی يا خاطره ای نداريد از او؟

آقا ، خانم ، ببخشيد ؛

نه ،

نه ديوانه نيستم ....

/ 1 نظر / 2 بازدید
خاتون

نه معلومه كه هيچ كدوممون ديوونه نيستيم. ولي فكر مي كني بشه اون چشمها رو ، اون نگاه رو و ... دوباره پيدا كرد؟؟ و ناگهان چقدر زود دير مي شود!