گزیر

چاره ای جـُـز دریا ندارد

رودخانه ای که از چشمهام می گــُـذرد ...

پیراهنم را اگر باد نَـبـَــرد

بر مُژگان نمناکِ شاخه یِ درختی

          که از آن رستگار شدم

                           می یابی ...

 

/ 5 نظر / 17 بازدید
نازنین الف

پرنده جلدٍ رها بودن است می آید شبی که پنجه دیوار می شود آزاد....

الهام ميزبان

در این شب ابدی الهام میزبان به روز است با: قطار برگشت تشکر ویژه از تمام کثافت های جهان نفس عمیق برای شروع راند بعد جاي خالي قشنگترین عکسی که با بچه ام گرفته ام و شعری که میخواهد بگوید: با عشق به ادبیات ادامه می دهم ادامه می دهم ادامه می دهم

فاطمه رضواني پور

سلام شما هم وبلاگ بسيار خوب و جالبي داريد فقط اگر مي شود رنگ آن را كمي بهتر كنيد كه مطالب قابل خواندن باشد

سا

زیباست... "رودخانه ای که از چشمهام می گــُـذرد ..." ...[گل]

تکتم

خیلی زیبا بود مطالب[گل]