آينه

ياد گرفته ا م چگونه بِايستم روبروی آينه

كه جای لبانت بر گونه هايم ديده شود ،

                         جای سرانگشتانت بر چشمانم .

ياد گرفته ام چگونه پاك كنم غبار آينه را

كه جای لبان و سرانگشتانت

هميشه بماند برايم.

/ 9 نظر / 6 بازدید
ghazal

tooooooooooooooooooooooooooooooopi

نفر سوم

منم بلدم آيينه را طوري تمييز كنم كه كاغذ سوخته كنارش صدمه نبيينه؛

دختر هخامنش

بعضی حرفها اونقدر قشنگن که فقط ميشه لبخندی زد و به دوردستها رفت....

زانيار

دوری...وجدايی...وعشق هنوز زنده...بوش تو هواس...

کيميا

غبار حادثه همواره در مسیر تماشاست!

ماندانا

سلام .... به روزم و منتظرتون .... چه عمیق بود آینه ....

سپيد

سلام جالبی ( شخصيتت رو می گم ) زنده باشی