بازی

چه بازیِ کودکانه ی غریبی !

زمین به فرزندی به جا نمی آوَرَدَم

چه بازیِ غریبِ کودکانه ای !

رفتار ِ آسمان، مادرانه نیست

و من تاب آورده ام باز

تا از طنابهای دار بازی بگیرم

حتّی اگر دستی برای هُل دادنم نمانده باشد

پاهای خودم را که دارم

حتّی اگر اینهمه دست و پا زدن

جُز تا وسعتِ تاب، جایی نبَرَدَم.

 

/ 6 نظر / 3 بازدید
طناز

اعتراف می کنم نسبت به نوشت های قبلیتون موضوع را با بیان ساده و بهتری بیان کردید

اریک

I put no stock in religion. By the word "religion" I´ve seen the lunacy of fanatics of every denomination be called the will of God. Holiness is in right action and courage on behalf of those who cannot defend themselves. And goodness, what God desires, is here [pointing to Balian´s head] and here [pointing to Balian´s heart]. By what you decide every day, you will be a good man. Or not.

roze

ما رها شدگانيم رها، رها و رها تو مرا درياب رهايم مكن

Coral

وقتی رفتار آسمان مادرانه نیست من یکی که تاب نمی آرم دیگه. نه صدایی می شنوم نه کسی رو صدا می زنم. اگه کورسویی هم از امیدی برای شنیدن بود اونم درونم خاموش شد...

نازنین اخوان

طناب دار مرا بسته اند بر سر چاه (آهای منصف جبار خانه ات آباد.......) که یا طناب ببرد و حلق سرکش چاه صدای شوم سقوط مرا کند فریاد و یا حریف تکان های خسته ام شود و مرا دهد بر باد...

الهام

[دست][دست][دست] این دست ها رو واسه خودم زدم چون فکر کنم ایم دفعه تونستم یه چیزایی بفهمم (الیته یه چیزای زیاد) چی مشد اگه همیشه انقدر ساده بنویسید....