سنگ

رفته اي دوباره .....  نمي بينم ،

مطمئن نيستم .....  نمي دانم ،

باز نمي گردي .....  نمي گِريَم ،

منتظر نيستم .....  نمي مانم ،

سنگ مي شوم .....  نمي ميرم .

/ 7 نظر / 7 بازدید
هستا

سلام مرسی که بالاخره اومدی حتی اگر به تهدید مثل همه شعرهات زیبا بود چه بیای چه نیای من میامو اشکاتو می خونم امیدوارم هیچ وقت تنها نباشی اما شاعر که باشی تنهایی خودش پیدایت می کند شاعر بمان

سوشی

سلام نمی دانم بعضی ها به يک شعر سه خطی که می رسند تازگی ها از آن انتظار هايکو بودن دارند و جالب تر آن که می خواهند هايکو های ايرانی هم تصوير سازی محض باشد مثلا همين شعر زيبای برای تنهايی شما را می گويند از تصوير سازی دور شده است و فلان و بهمان خصوصيت هايکو را ندارد . حالا بيا و التماس من بابا اين هايکو نيست و تازه ما که در فضای فرهنگی ژاژن نيستيم که اصول ذن را بدانيم و فلان وبهمان ... من هم آخرين شعر که توی وبلاگم گذاشتم همين بلا سرش آمد آقای موسوی امده و با اصول هايکو می خواهد بسنجدش . .. هر چند که من اين شعر را در سايت فتو هايکو نوشته بودم و خودم حيفم آمد که توی وبلاگم نگذارمش ... ارتباط زيادی به تصوير دارد و از مردانگی هم منظورم کوبه مردانه ای است که در شکل پیداست ... به روزم بدرود

پژمان قربان زاده

سلام جناب صالحي. انگار بهار را در جن و پري ديدم گويي. از صميم قلب خوش حال شدم. تبريك مي گم. اين شعر هم ... نظر دادن منطقي نيست وقتي نمي توانم ارتباط خوب بر قرار كنم. موفق باشيد. متشكرم

مجيد

علی وبلاگت سنگين مياد بالا...

باران

پايی که قدرت رفتن ندارد امر چه برو باشد چه بدو فرقی ندارد. انجام نمی شود...

آرش

تیزی خنجر و سودای جوانی سر مجنون به کناری و نوایی زده ای زخمی و اما تو ندانی داده ای بر تن مجروح دوایی بهم سر بزن همدرد. منتظرم