فاصله های بعید

اینهمه فاصله

بعید نیست

از چشمهای تو

هر چه ماه و خورشید تصّور کنی

بر می آید ...

/ 5 نظر / 16 بازدید
ارزو

بزرگترین درد این روزگار شاید همین فاصله هائی هستند که بعید هم نیستند اصلا وحتی مثل روزگار سهراب تمیز هم نیستند.اصلا...

ليلي

ماه در اوج آسمان می رود، و ما در گوشه ای از شب، همچنان به گفت و گوی دست ها گوش ها فرا داده ایم و ساکتیم! و در چشم های هم، یکدیگر را می خوانیم و در چشمهای هم، یکدیگر را می بخشیم. و من همه ی دنیا را در چشمهای او می بینم و او همه ی دنیا را در چشم من می بیند. و ما در چشم هم ساکتیم و ما در چشم هم می شنویم! و در چشمهای هم، یکدیگر را می شناسیم، یکدیگر را می بینیم و چشم در چشم هم و گوش به زمزمه ی لطیف ومهربان دستها خاموشیم! ... و ماه در اوج آسمان می رود. دكترعلي شريعتي[گل]

Narsis

مثل هميشه عميق بايد فهميدن شعرهاي شما رو ياد گرفت ، من هنوز بلد نيستم .....[گل][متفکر]

فرانک

فاصله يك اتفاق نيفتاده بين ماست می‌خواهم نگاهت كنم خورشيد ها ماه ها

سا

اگر قرار بر نظر گذاشتن است... باید برای هجا به هجای شعرهایت حرفی گفت! اما می دانم که می دانی چون همیشه... قاصر است این زبان! پس تو خودت بخوان از حرفهام... از لهجه عجیب این لحظه هام... از نا همگونی قواعد دستوری... که همه و همه نجوا نمی کنند! ، بلکه فریاد می زنند شور خود را. آری... می دانم که می دانی! ...[گل]