جاي امن

جايِ اَمني ميگذارَمِشان هميشه ،

كِشوي ميز ِ كارم ،

شاخه هايِ درختانِ كوچه ،

داشبوردِ ماشين ،

منقار ِ پرندگانِ آسمان ...  .

به خانه نمي برَمِشان هرگز

                               غصّه هايم را .

/ 18 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرش

درود جا مانده است چیزی جایی... که هیچ چیز دیگر جایش را پر نخواهد کرد نه موی سیاه و نه دندان سپید ..................................................... علی جان من مرده ام مرده... جسد ... بدرود

س.زارع

سلام شاعر بخش نظراتم را چک کردم ..مطلبی از شما نبود بههر حال بد نیست دوباره به یک کلمه فکر کنید. دوباره بنویسید متشکرم.

مرئي

سلام.از خوندن وبلاگ ها و مخصوصا وبلاگهای خانوادگی لذت ميبرم. شايد بگم سرگرمی من خوندن وبلاگ هاست. در هر صورت ی سيستم وبلاگ نويسی به نام جوان بلاگ داريم. خوشحال ميشم سری بزنيد. http://javanblog.com

ن.ی

در قلبم می گذارم غصه هایم را و نهان می کنم قلبم را در لبخند هایم حرف هایم و دستهایم که در حجمی تهی سرگردانند... هیچ جایی برای غم هایم امن نیست... حتی ... من همیشه منتظرم...

زندگی آن ندای مرموز شور انگيزی است که شمع و پروانه را به هم می خواند و نمی شود! با خويشاوندی اين دو بيگانه است جهان خانهء اين دو نيست و از اين روست که سرنوشت عشقی که با مردم اين اقليم ناساز است جز سوختن پروانه و گداختن شمع نيست يکی خاکستر می شود و ديگری اشک و.... پايان دکتر علی شريعتی مزينانی

مجيد

بعضی وقتها هم ميذاريشون تو وبلاگت...

ابراهیم

سلام حال همه ما خوب است اما تو باور نکن با یادداشتی به نام مضرات هندسه شناسی بروزم خوشحال می شم نظر شما رو بدونم

نگار

درود وبلاگ و همچنين نوشته هاتون خيلی زيباست حضورتان شادم می کند......

بهمن نشاطي

سلام! شايد اشتباه ما اين است كه در وبلاگ دنبال يك اسم آشنا مي گرديم اما امروز از اينكه با شما وكارهاي بسيار زيبايتان آشنا شديم خرسنديم حتمن دوباره سر مي زنيم. بدرود