حراجی

يک شعر !

نوشته بر پشت پاکت سيگار !

با امضای شاعر زندانی !

اوج هنر !

هزار ، يک !

هزار ، دو !

...  : هزار و صد  !

...  : هزار و هشتصد !

هزار و هشتصد ، يک !

...  : دو هزار  !

دو هزار ، يک !

دو هزار ، دو !

دو هزار ، سه !

فروخته شد دو هزار  !

بعدی...

يک دست مبلمان فرانسوی ! ...

...

 

 

 

/ 15 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الناز سرخانلو

سلام دوست عزيز. شما هميشه نسبت به من لطف داشته ايد و مرا خجالت داده ايد. هر وقت اينجا می ايم پست های قبلی را هم می خوانم . سپيد های شما هم تکان دهنده و زيبا هستند مخصوصا پايان بندی ها. موفق تر باشيد.

نگار

سلام به شما دوست عزيز برای اولين بار بود که به وبلاگ شما اومدم و خيلی هم از وبلاگتون خوشم اومد باعث افتخار منه که يه سری به وبلاگم بزنيد

میثم

خیلی امیدوار کننده ست که شعرهاش مشتری داره!!

زانيار

سلام شاعر...يه مدت اينترنت نئاشتم و از دستم راحت بودی! ولی باز هستيم. خيلی پر کار شدی ها! احساست جاويد...

پری سا

سلام شعرهای شما واقعا به دل می شینن به خصوص: پروانگی/ تن های تنها / مسئله / پلکهای سرخ / شب و صحبتی نداری ؟ من که صحبتی ندارم - زيبا و پر محتوا هستند -تمام دست نوشته های شما موفق باشید

آرش

علی جان سلام فقط يک سوال : چرا از دهه ی ۴۰ به بعد ما نويسنده يا شاعر مطرحی مثل شاملو يا نيما يا سهراب يا ... نداريم ؟ بايد جور ديگر ديد ... فيلم ۱۰ کيارستمی را يک بار ديگر ببين

آرش

علی عزيز درود پابلو نرودا می گه :‌هيچ شعری شاعری ندارد خواننده ی آن شعر در آن لحظه شاعر آن است به نظر من هيچ آدمی برای به به نمی نويسد آدم برای دلش مس نويسد نمی دانم فيلم فارست کامپ را ديده ای يا نه بهترين ديالوگ اين فيلم که بار ها تکرار می شود را به ياد آر در ضمن آدم بايد از همه چيز لذت ببرد من حتی از جای شلاق هایی که بر پشتم مانده است لذت می برم اما فقط خودم لذت می برم به قول مارگوت بیکل : آزادی مان را برای دلخواه دیگران بودن از رخنه هایش تنفس می کنیم

ماندانا

سلام .... خبر نمی دین به روز می شین ؟؟......بیچاره شاعرا .....من بهروزم و منتظرتون