فاصله

کبریت هایِ نم کشیده و فانوس ِ خاموش

کبریت هایِ نم کشیده و اُجاق ِ خاموش

کبریت هایِ نم کشیده و سیگار ِ خاموش

فاصله یِ شب را تا داغی ِ آفتابِ روشن،

                                                تحمّل کنید.

......

حضورت

عمریست در جمع ِ اشیاء اعلام می شود.

در حضور و غیابِ میان ِ آدمیان

                          سالهاست غایبی.

شعرها در همین فاصله ها زاده می شوند.

......

بادبادک هاشان را باد می بَـــرَد

کودکانِ پیر و کال 

رسیده و نرسیده

یا پوسیده که می افتند

فقط در فاصله یِ سقوط

در می یابند همانهایی را که روزگاری به باد سپردند.

/ 8 نظر / 3 بازدید
علی صالحی

بهترين نظر براي شعر قبلي : شنل قرمز کلاهدارم را بر سرم می اندازم سبدم را روی کولم چشمانم را مي بندم و داد می زنم در میان جنگل "آهای گرگها من مادر بزرگ ندارم بیایید مرا بخورید" "فرانك"

نازنین اخوان

شکوفه کال رسیده نچیده خاک... تمام. چه خوب می شد اگر هیچکس نمی افتاد!

اینجا

حضورت تمام شد غیبتت ورق می خورد هنوز....

محسن سراجی

سلام خیلی خوشحال شدم از حضورتون و نظرتون که عمیق بود و سازنده

فرانک

اینجا نشسته ام. روی نیمکت چوبی. میان برگهای زرد. باد می آید. باد سرد. کاش یکنفر دور من خانه ای بسازد که دیگر سردم نباشد. من اینجا ریشه کرده ام !

ملیحه

بهاري ترين بهارمان را غرق در گل و موسيقي و شعر و اشك و آه و هلهله و ..... به آخرين روز خزان بخشيديم تا خزان را ابدي كنيم

یوسف خچینی

سلام:وبلاگه زیبا و با احساسی دارید خوشحالم که با وبلاگتون اشنا شدم. به "حجم سبز " منم تشریف بیارید.[گل]

فرانک

کبریت هایِ نم کشیده و فانوس ِ خاموش یاد دخترک کبریت فروش می افتم !