رويين روح

مرگ را حقير می کنند عاشقان،

زندگی را بی نهايت،

بی آنکه سخنی گفته باشند جز چشمهايشان.

فراتر از حريم فصول می ميرند،

بی نشان،

در فصلی بی نام.

بی صدا، ترانه می شوند بر لب ها.

در اوج می مانند،

همپای معراج فرشتگان،

بی آنکه از پای افتاده باشند از زخمهايشان.

عاشقان ايستاده می ميرند،

عاشقان ايستاده می مانند.

 

/ 1 نظر / 2 بازدید
سعيد

ايستاده مرگ خويش می نگرند ؛به تصوير می کشند؛عاشقان