گِليم بختِ ...

سرنوشت

باز آويخته بر بندِ رَخت ، تنها .

پس از شستشويی هزارباره

مگر سپيد شود ،

از زلالِ آب و آفتابِ پاك و بادِ بی گُدار .

روشن تر حتٌی نمی شود ،

يا مگر رنگ دهد

يا كوتاه شود از بی وجودی.

آتش ، تنها چاره است ، بی خاكستر ،

تا منتشر نشود سياهی هايش در
جهان .

/ 8 نظر / 4 بازدید
زانيار

سلام.ممنون که اومدی. من معمولا در مورد شعر هيچ کسی نظر نميدم. خودم رو در اون حد نمی دونم و تقدس شعر رو بيشتر از اين می دونم. به علاوه معتقدم هر خواننده خودش،جدای از نظر نويسنده،شعر را می سرايد. در مورد وبلاگت هم پيشنهاد ميدم از توجه به کمیت بیا بیرون وبيشتر به کيفيت توجه کن. رد پای سبک بعضی شاعرهای معروف رو تو شعرات می بينم....پاينده باشی.

آرش

دوست برتر از جان سلام علی ان شرمنده می کنی مرا قالب را عوض کردم دوستانم رفتند دوباره تغييرات دادم چه ساده با نگاهی عاشق می شويم و چه ساده گناهمان را گردن نگاهمان می اندازيم... اگر شماره ی تماسی داری به من بده عاشقانه هايت پايدار باد

خاتون

فقط رنگش نيست...شايد بايد که طعمش هم عوض شود به گونه ای

دخترم نيکا

سلام علی آقای صالحی گل خيلی خوشوقت شدم از اينکه ديدم يه بابای ديگه اسم عزيز دلش نيکاست. لينک دختر گلتونو در وبلاگ دخترم نيکا درج کردم. ارادتمند: بابای نيکا

آرش

علی جان سلام جهت نوشتن يک فيلم نامه به ياريت نياز دارم مرا درياب

سپیده

من هیچ عجله ای ندارم فرصت کرذین سری به من بزیند و در مورد شعر های من نظر بدین.