تريلوژي اعترافات

                                                                              براي مهنازم

۱)

براي باختن، قافيه اي

لبريز ِدلي، براي بُردن

زنجيريِ رهايي رؤيا و حبسِ كلماتي ابدي

هم بندِ آزادي

زير ِ سخت ترين شكنجه هايِ نبض ات

جز شعر

چه اعترافي ميشوي ؟

۲)

اين ثانيه هم دي اُكسيد كربن شد

ضمانتِ نفسِ بريده ي ديگرت .

اعترافِ نفسِ اين ثانيه ،

گذشته ات را طولاني تر كرد

آينده ات را كوتاه تر ...

۳)

فاتحِ سرزميني سوخته بودي

وقتي تمامِ رؤياهام را پيشاپيش غنيمت گرفته بودي ...

من ،

به باختنِ هر تپشِ چيزي گواهي ميدهم ميانِ سينه ام

تو  امّا

به بازندگي ات هرگز اعتراف نكن ... خواهش ميكنم !

/ 14 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهام

چه زیبا , چه دلنشین , چه تاثیر گذار.... سپاس از تو دستانت پر توان دوست من

سعيد

سلام. خيلی خوب بود اما نه به عنوان شعر!

پری

دوست عزیز رفت و آمد رسانه ای هم آدابی داره شما اگه می خوای وبلاگت مخاطب داشته باشه باید خودت هم مخاطب وبلاگ های دیگه ای باشی

فريبا

علی!

تن روح

سپيده

چقدر کلمات پايدار ميشوند در اين کلمات......

سوسن جعفری

زير ِ سخت ترين شكنجه هايِ نبض ات جز شعر چه اعترافي ميشوي ؟

الهام

webloge zibayi dari baradar sepas az shoma dastanetan por tavan

مهران

سلام بر تو عزيز اسم وبلاگت منو به سمت تو کشوند.بسيار اسم زيباييه.کلی بهش فکر ميکنم.

مهدی قانونی

سلام عزيز من بازنده ترينم اين اعتراف بر پيشانی من ثبت شده است، درست مثل يک خالکوبی جوانکی در کنج زندان... شاعر من ، مرا سياه سروده است و هيچ نام کوچکی هم برای من و شعرم باقی نگذاشته است