تشنگي

در رگانم ،

تشنگي جاريست ؛

عطشِ رودخانه اي به ماهي هاي آزاد .

/ 13 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی

دريا و شما دو نفر...

یاسمن

دلم هوای دريای با تو بودن داشت. شنا نمی دانست! غرق شدم...

مجيد

تشنه در باديه مرديم به اميد فرات/ وه که بگذشت فراتم ز سر امروز بسی...

يه جور بدی قشنگ می نويسی واقعا يه جور بدی!

آرش

درود دوباره باران می آید و دلم می خواهد سیگاری برای ابر بگیرانم ... بدرود

؟؟

سلام به ديدنم بياييد . شاد خواهم شد . سبز باشيد

مينا

نيکا را به دريا برده ايد . چقدر هیجان زده است . ميدانم که خوب بزرگ ميشود . با دلی آبی و بزرگ