خودش نیست ...

به شکل ِ عجیبی خودش نیست ...

دعوتِ سر بسته یِ پنجره ها را به گشودن

به شکل ِ باران، جواب می شود،

      انتظار ِ پرده ها را، به همدردی، در آغوش می کشد.

غریب تر از آرامش ِ نبض ِ یک پلنگِ مُرده از سقوط

گریه یِ ماه را

به بوسه یِ خشکیده بر خونِ لبانش

                                              به زنجیر می کشد.

نام اَش را به آب و باد و خاک و آتش سپرده

تاریخ ِ انقراض ِ نسل ِ عاشقان را، تغییر می دهد

                                                        تمدید می کند.

به شکل عجیبی خودش نیست ...

/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
قرار وبلاگی

دوست خوبم به ياد قرار هاي وبلاگي خوب گذشتمون يك قرار وبلاگي جديد گذاشته شده و خيلي از دوستان هم استقبال كردند حتما شما هم بيايد دوست داريم كه جاي هيچكسي خالي نباشه . براي هر چه بهترشدن اين قرار و حضور همه دوستان خوب قديم و جديد لطفا در اطلاع رساني اين قرار ما را همراهي كنيد. اطلاعات بيشتر اين قرار را در اين وبلاگ بخونيد http://gharar87.blogfa.com

سوسن جعفری

به شکل عجیبی خودش نیست ... خیلی قشنگ بود. قالب‌تان چرا اینطوری شده است؟

محمد آشور

سلام آقای شاعر مثل همیشه زیبا بود. روساخت های این شعر کمی دیر مرا به یاد شما انداخت، زیرساخت های آن ولی برای من آشنا بود... زنده باشید

بلفی

غریبتر از آرامش نبض یه پلنگ مرده از شکست

بازباران

چند وقت بود وبگردی نکرده بودم چقدر دلم برای اینجا تنگ شده بود من هم دیگر شبیه خودم نیستم...

فرانک

این که سهل است حتی حروف هم لج کرده اند ! این شین عین ر با هم کنار نمی آیند تا شعری بسازند !

roze

سلام سال نو مبارك نذاشتم وبلاگم بيشتر از اين خاك بخوره شايد شما به شكل عجيبي خودتون نيستيد... هميشه دليل تغيير آدما خودشون نيستند...

mohammadreza fahmizee

با داستان كوتاه "واي" به روزم خوشحال مي شوم نظر شما رابدانم