انتشار

سرشار از شعرهای ناسروده،

بر جاده ای بی انتها قدم می گذارم.

تو ای دختر مهتاب،

تشنه ترانه ای نو ،

نشسته ای بر مخمل سبزه های آرام کناره جوی

تا شعرهايم را گلدوزی کنی و

ارزان به آب و باد بسپاری تا منتشر شوم در جهان،

می دانی غرق خواهی شد ،

لب که بگشايم به شعر؟

/ 0 نظر / 2 بازدید