سرزمین قطبی

زمستان با زمستان تمام میشود

میانِ سینه ام

اسکیموها،

به طمعِ ماهی یا ستاره ای

یخ را به شکلِ پنجِ وارونه می شکنند.

آن سوتر،

سگهایی روشن،

سورتمه بر برف های هزارساله میکِشند                                                 به موازاتِ سپیدیِ افق.

پنگوئن ها،

ایستادن را تمرین میکنند

بر دامنه هایِ برفی.

دورتر، چشمهایِ خمارِ خرسهایِ قطبی،

خورشید را می جویند

به بهانه یِ بیداری و خمیازه میکشند ...

...

خورشید امّا اینجاست

بر فرازِ سَرَم

با هُرمِ ظهرِ نیمه یِ مردادش  

که هرچه عریان، خیره،

تن و چشم بسوزمَش  

اینهمه برف و یخِ اعماق

تنها به شکل ردّی بر گونه ها،

آب میشود ...  

/ 2 نظر / 17 بازدید
رز

سلام چقدر غم انگیزززززززززززز یه قلب یخ زده ....

دلتنگ خدا

سلام وبت جالبه و ...... اگه تونستی و قابل دونستی یه سر بیا وب من.. میخوام با کمک شما عاشق بشم.. عاشق خدا................................ اگه با تبادل لینک موافقی بیا و کامنت بذار. منتظرتم.