گاهی مرا به نام کوچکم بخوان

علي صالحي ديگر در اينجا نمي نويسد

عمری ،

به اميد بر آمدنت،

نشستم در چنين صبحدمي،

و بارها،

عزراييل را فريفتم

تا دوباره فرصتم دهد.

اکنون،

در نخستين تابش پرتو گرمابخشت بر شانه هايم،

او نيز اينجاست

و من ديگر فريبی نمی دانم.

نوشته شده در چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٥ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ توسط علی صالحی نظرات () |


Design By : Night Skin