گاهی مرا به نام کوچکم بخوان

علي صالحي ديگر در اينجا نمي نويسد

نگو !

نگو که سوار تو مرده است،

ای پريشانی يالهايت،

سرآغاز آشوب آسمان و زمين!

آرام بگير در اين دشتهای بی سمضربه اسبان.

بگذار خون خشک شده بر گردنت را بشويم.

کاش باز نگشته بودی!

تا اميد بازگشت سوارت،

ادامه زندگی را بهانه باشد.

نگو !

نگو که سوار تو مرده است.

نوشته شده در چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٥ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ توسط علی صالحی نظرات () |


Design By : Night Skin