گاهی مرا به نام کوچکم بخوان

علي صالحي ديگر در اينجا نمي نويسد

سرشار از شعرهای ناسروده،

بر جاده ای بی انتها قدم می گذارم.

تو ای دختر مهتاب،

تشنه ترانه ای نو ،

نشسته ای بر مخمل سبزه های آرام کناره جوی

تا شعرهايم را گلدوزی کنی و

ارزان به آب و باد بسپاری تا منتشر شوم در جهان،

می دانی غرق خواهی شد ،

لب که بگشايم به شعر؟

نوشته شده در چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٥ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ توسط علی صالحی نظرات () |


Design By : Night Skin